مولوی صنم پرست

فرمت فایل:word تعداد صفحات: 46 صفحه مولوی ِصنم پرست   « بخش دوم »   « صـنم ِ» مـولـوی و حـافـظ   همان   « ایرج » فـردوسـی است   پیدایش ِ سر اندیشه ِ«حکومتِ بدون قدرت»   درفرهنگ ایران= ارکه= ارتاخشتره=اردشیر   ای شادی آن شهری ، کش، « عشق» بوَد، سلطان   هرکوی ، بود بزمی ، هرخانه بود سوری   مولوی   نام دیگرصنم ، « زُون » بود، که نام « خورشید » است   درآلمانی « زونه Sonne »، درانگلیسی « سان sun »   درکردی گورانی « سون = پرتو »   «صنم »، هم « ماه» درشب ، و هم« آفتاب» در روزبود   صنم = خورشید= ایرج(اصل مهریاعشق)   درون تست یکی« مه »، کزآسمان، « خورشید »   ندا همی کند ش ، کای َمنـَت ، غلام  غلام   زجیب خویش ، بجو« مه » ، چو موسی عمران   نگر به روزن خویش و ، بگو : سلام  سلام   …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *