سه حکایت منظوم

حکایت اول- ابله سوم-مردی ساده برای حل اختلاف بین دوابله که کاری از روی نادانی مرتکب ار روی احساس و عواطف خود نیزدست به کاری ابلهانه میزندولقب ابله سوم میگیرد.-حکایت دوم ازقضاوت قاضی می گوید که به وی خبر می دهند فردی سگی را درگورستان مسلمین دفن کرده..قاضی دستورمرگ فرد را حکم می کند ولی پس ازشنیدن وعده وحید جهت تغییر رای سگ را ازجنس اصحاب کهف می داند و…-حکایت سوم درموردچوپانی است که نزدخان اصفهان می رود وار روی احساسات حرفهای طنز آمیز می زند وموجب خنده ی درباریان میشود.و……..باید حکایتها را بخوانیدوآنگاه حظ وافر ببرید(لطفا با خرید این مجموعه میتوانیدبه شاعر وقصه پرداز در چاپ آثارش کمک کنید.) …

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *